قالب وردپرس

زندگی

مهارت زندگی کردن

بعضی ها را دیده ایم که از «وقت کم» شکایت می کنند. آن ها می گویند: « حیف که نمی رسیم، گرفتاریم، وقت نداریم. عقبیم…» اینها واقعا بیمار خیالبافی های کاهلانه ی خود هستند. وقت، علی الاصول بیش از نیاز انسان است. ما، وقت بی مصرف مانده و بوی نا گرفته ی  بسیاری در کیسه هایمان داریم: وقتی که تباه می کنیم، می سوزانیم، به بطالت می گذرانیم. بسیاری از ما می توانیم پنج برابر، ده برابر، یا بیش برابرِ آنچه کار می کنیم، کار کنیم. یاد بگیریم، بیافرینیم، تغییر بدهیم. انسان شهری عجیب در بیکارگی و بطالت فرو رفته است: بهانه جویی، وراجی، شوخی های مبتذل، خجالت آور، ولگردی های بدون عمق، وقت کشی، خواب های طولانیِ پیر کننده… و همیشه در انتظارِ حادثه ای غریب و دگرگون کننده: اگر نه معجزه ای، دست کم کرامتی… و ناگهان حل شدنِ جمیع مشکلات… اما این نوع برخورد با زندگی، فقط تباه کردن زندگی است…

عسل! نرنج از اینکه باز می شنوی: زندگی فقط در روزمرگی اش زندگی ست و می تواند سرشار از شادمانی و خوشبختی باشد: در روزمرگیِ سلامت، روزمرگیِ بدون فساد. هر چیز والای عظیمی هم در همین روزمرگی ها جاری ست؛ هر چیز غول آسای تکان دهنده ی ماندگاری که به ذهنت می رسد؛ و یادت باشد که هر چیز معمولی، عادی نیست. عادی، نفرت انگیز است؛ اما معمولی می تواند عمیق، پاک، روشن، تفکر انگیز، محصول تفکر، با ابعادی از بی زمانی و بی پایانی باشد…

 

یک عاشقانه ی آرام – نادر ابراهیم – صفحه ی ۱۱۶

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *