قالب وردپرس

ارتباط

ارتباط موثر

زن و شوهر می توانند خود را با شرایط یکدیگر تطبیق بدهند و از سطح توقعات خود بکاهند. اما گاه، توقعات ــ امیدها، آرزوها ــ به جای اینکه تخفیف بگیرند روی هم انباشته می شوند. با بیشتر شدن احساس اندوه و عدم تحقق آرزوها، احتمال بروز عصبانیت افزایش می یابد.

زن و شوهر به مفاهیم وسیعی مانند انصاف، توجه، رعایت، مسئولیت، احترام و نظایر آن حساس هستند. از این رو ، هر رفتار به ظاهر ساده را ناشی از یک اصل بزرگتر می پندارند. تا اصلی زیر پا گذاشته نشود، نیاز به قاعده مطرح نمی شود. اشکال عمده ی این قاعده گذاری ها این است که خواسته های طرف مقابل را در نظر نمی گیرد. در واقع اگر قاعده ها با صراحت مطرح شوند در نظر طرف مقابل، مستبدانه و حتس غیر منطقی می نمایند. علت اصلی عصبانیت ها در زندگی زناشویی ناموفق، شکسته شدن این قاعده های تثبیت شده است و نباید آنها را به حساب اعمال و رفتار زن یا شوهر گذاشت. شاید بتوان گفت که اجرای قاعده ها به قدر پرداخت مالیات الزامی است. وقتی این الزام رعایت نمی شود، همسر قانون شکن مورد سرزنش و گاهی اهانت قرار می گیرد و مستحق مجازات می شود.

وقتی فرض را بر فراگیر بودن توقعات خود می گذاریم مسائل دیگری بروز می کند. زن یا شوهر، فرض را بر این می گدارد که همسرش بی آنکه به روی خود بیاورد باید بداند که او چه می خواهد. این توقع که همسر باید علم غیب بداند در اغلب زندگی های زناشویی ناموفق مشاهده می شود.

معمولاً، در ازدواج های پریشان زن و شوهر ادعای از خودگذشتگی دارند. می گویند که برای راضی کردن یکدیگر بیشتر داده اند و کمتر گرفته اند.

اطلاع از خواسته ها و توقعات همسر به حل و فصل مشکلات کمک می کند. زن و شوهر با اطلاع از خواسته های یکدیگر، می توانند در جهت دستیابی به مناسبات بهتر گام بردارند.

همه ی «باید» ها و «نباید» ها بد نیستند. بسیاری از آن ها مفید هم هستند. از جمله امر و نهی هایی که به انجام صحیح کارها اشاره دارند به هیچ وجه بد نیستند.

بعضی از قانون بندی ها به جنبه های اجتماعی توجه دارند. مشخص است که زن یا شوهر نباید به اعتبار اجتماعی یکدیگر لطمه بزنند. باید در حضور دیگران به یکدیگر احترام بگذارند. این قانون بندی ها با آنکه کاملاً منطقی هستند، استفاده ی نادرست از آن ها تولید زحمت می کند.

«باید» ها و «نباید» ها دژی می سازند تا زن یا شوهر را از احساس آسیب پذیری مصون بدارند. اما وقتی به این دژ حمله می شود و به عبارت دیگر، وقتی قاعده ای شکسته می شود، زن یا شوهر چنان واکنش نشان می دهند که انگار خود آنها مورد تهاجم واقع شده اند: «حمله به قانون بندی من، حمله به خود من است.»

این واکنش ها در قلمرو قوانین «اگر ها» قرار می گیرند. اشخاص دلواپس و کسانی که هر آن انتظار حادثه ای را می کشند، بیش از دیگران تحت تأثیر این قانون بندی قرار می گیرند.

نوع دیگری از امر و نهی را می توان «بایدهای مضاعف» نامید. «باید مضاعف» با تفکر دیگری در ارتباط است: «همسرم باید به حرف های من گوش می داد» یا «نباید از من عصبانی می شد». حالا در ارتباط با این «باید»، «باید دومی» شکل می گیرد و دستورالعملی برای تلافی نوشته شود: «باید جوابش را بدهم، باید سر او داد بکشم.»

اگر اشخاص بتوانند احکام صدور مجازات درونی خود را بازرسی کنند، می توانند عادت انتقاد از همسر خود را به فراموشی بسپارند. اما بهترین زمان متوقف ساختن این حرکت زنجیره ای، لحظه ای است که شخص برای نخستین بار احساس اهانت می کند.

توقعات سال های نخست ازدواج، تا حدودی از تصوری که زن و شوهر از نقش یکدیگر دارند سرچشمه می گیرند. زن و شوهر، این برداشت ها را که اغلب ناشی از تربیت خانوادگی آن هاست با خود به زندگی مشترک خویش می آورند.

در زیر پرسشنامه ای حاوی انواع فرمول های مربوط به واکنش زن و شوهر در برخورد با شرایط مختلف فهرست شده است. در عین حال، به برخی از طرز تلقی هایی که احتمالاً به مناسبات زن و شوهر لطمه می‌زند اشاره کرده ایم.

پرسشنامه را تکمیل کنید. اگر در زندگی زناشویی با مسئله به خصوصی روبرو هستید، به سؤالاتی که امتیاز زیاد گرفته اند دقت کنید. احتمالاً از علت گرفتاری آگاه خواهید شد. در صورت امکان بهتر است که زن و شوهر به اتفاق پرسشنامه را تکمیل کنند.

 

پرسش‌نامه  باورهای مربوط به روابط زناشویی

راهنمایی: برای هر یک از چهارده مورد زیر، با توجه به شدت موافقت یا مخالفت خود، امتیازی از ۱ تا ۷ انتخاب کنید و آنرا در کنار هر جمله، در محلی که برای آن در نظر گرفته شده است، یادداشت نمایید.

موافق: کاملاً (۷) تا حدود زیاد (۶) تا حدی (۵) نه موافق و نه مخالف (۴)

مخالف: تاحدی (۳) تا حدود زیاد (۲) کاملاً (۱)

 

 

   ۱ــ گرفتاری داشتن در مناسبات زناشویی بدین معناست که اشکالی در زندگی زناشویی مشترک وجود دارد.

   ۲ــ اگر همسرم به راستی مرا دوست داشت باهم مشاجره نمی کردیم.

   ۳ــ اگر همسرم به من توجه داشت همیشه به من محبت می کرد.

   ۴ــ اگر همسرم از من عصبانی شود و یا در حضور دیگران از من انتقاد کند، نشانه ی آن است که مرا واقعاً دوست ندارد.

   ۵ــ لزومی به گفتن نیست. همسرم باید بداند من به چه چیزهایی اهمیت می دهم.

   ۶ــ اگر مجبور باشم همه ی خواسته هایم را مطرح کنم نمک زندگی از دست می رود.

   ۷ــ اگر همسرم برای من ارزش قایل بود، مطابق میل من رفتار می کرد.

   ۸ــ ازدواج خوب عاری از هر مسئله و گرفتاری است.

   ۹ــ اگر زن و شوهر به راستی یکدیگر را دوست داشته باشند، لزومی نیست که برای بهبود روابط خود تلاش کنند.

   ۱۰ــ وقتی از رفتار همسرم ناراحت می شوم، فکر می کنم او عمداً خواسته مرا ناراحت کند.

   ۱۱ــ وقتی همسرم در حضور دیگران با من مخالفت می کند، به نظرم می رسد که به من توجه چندانی ندارد.

   ۱۲ــ اگر همسرم احساسات مرا جریحه دار کند، نشانه ی آن است که آدم بد ذاتی است.

   ۱۳ــ همسرم همیشه می خواهد کاری را که دوست دارد انجام دهد.

   ۱۴ــ همسرم به حرف های من توجه نمی کند.

اشاره: برای تهیه این پرسشنامه از یافته های اپستاین، پرت زر و فلمینگ استفاده شده است.

عشق هرگز کافی نیست. آرون تی بک. مهدی قراچه داغی

اگر جالب است می توانید به دوستانتان نشان دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *