قالب وردپرس

رسم عاشقی

پرورش عاشقی

تغییر چشم انداز به تغییر احساس منجر می شود. «انسان نه از خود اشیاء، بلکه از برداشتی که از آنها دارد ناراحت می شود.»

***

برای درک علت فروپاشی پیوندهای عاشقانه، باید قبل از هرچیز از علت بوجود آمدن احساس عشق با خبر شویم. احساس عشق، البته یکی از زیباترین و لطیف ترین احساساتی است که داریم. گاه افسون عشق به اختلالات روانی منجر می شود. گاه شیدایی به ناتوانی منجر می شود. بعضی از جنبه های شیدایی با اندیشه و احساس مجنون ها شباهت پیدا می کند. شیدایی نقش تعیین کننده ای دارد: اتصال محکمی می سازد تا زن و شوهر را به حفظ آن وادار نماید. عبارات عاشقانه و صحبت از عشق لایزال، گرچه با گذشت سال های نخست ازدواج فروکش می کند، اما هدفش وصال دایمی است. علل بروز رابطه ی عاشقانه، با توجه به نیاز های روانی، امیال، سلیقه ها و سن اشخاص متفاوت است و اغلب با خصوصیات فرهنگی آن ها در ارتباط مستقیم است. در نگاه عاشق نوعی آرمان گرایی وجود دارد. او فقط به جنبه های مثبت طرف مقابل توجه می کند. به همین خاطر هنگام گسستن پیوند عاشقانه، نسبت به همه ی امور او دیدگاه منفی پیدا می کند. 

 

پس از ازدواج، طرفین انتظارات نهفته ای داشته اند که اکنون بیدار شده است؛ مسلم است که آن چیزی که زوج ها را به هم جذب کرده است، حالا دیگر برای تداوم رابطه کافی نیست. در خارج از روابط زناشویی و در روابط معمولی با دیگران، سعی می کنیم توقعات خود را تطبیق دهیم؛ مثلا وقتی دوستی در حد انتظار ما ظاهر نمی شود، در نهایت از او دلگیر می شویم، سپس از سطح توقع خود نسبت به او می کاهیم و در نهایت در صورت لزوم با او قطع رابطه می کنیم. اما در ازدواج و یا سایر روابط تعهد آمیز، واکنش متفاوت است. ازدواج به مفهوم واگذار کردن خوشبختی (اگر نگوییم زندگی) به همسر است. توقعات در ازدواج از انعطاف کمتری برخوردارند. در اینجا دیگر دل شکستگی به کاهش توقعات نمی انجامد.

یکی از جنبه های بارز توقع در ازدواج این است که طرفین لغزش ها و خطاهای همدیگر را به حساب کوتاهی در تعهدات می گذارند. زن یا شوهری که مورد اهانت قرار گرفته اند، این لغزش را ناشی از بی توجهی و بی علاقگی همسر خود می داند.

جنبه ی دیگر، تحقق نیافتن قول و قرارهای اوایل آشنایی است؛ قول و قرار هایی که صریح به نظر می رسیدند و حالا محقق نشدن آن ها به رهایی از شیفتگی کمک می کند؛ اغلب اما فراموش کردن قول و قرارها باعث می شود همسر به بی علاقگی و کم توجهی متهم گردد. در دوران عاشقی، بعضی از قول و قرارها، با آنکه صراحت ندارند صریح به نظر می رسند. اما در مراحل بعدی با کم رنگ شدن حس عاشقی، بسیاری از علایق مشترک نیز محو و ناپدید می شوند. این انتظارات به قرارداد هایی منجر می شوند که به ندرت صراحت دارند و وقتی یکی از طرفین، دانسته یا ندانسته، این قرارداد را زیر پا می گذارد همسر او احساس حقارت می کند؛ وی احساس می کند که به او خیانت شده است. رعایت مفاد قرارداد، نشانه ی توجه و صداقت است و بستگی به این دارد که زن و شوهر توقعات یکدیگر را آنطور که هست درک کنند و برای برآوردن این توقعات از مهارت و انگیزۀ کافی برخوردار باشند. مثلاً برای ایجاد حس همدلی و همراهی، نیاز به مهارت گوش دادن، همدلی، نوازش و سؤال پرسیدن دارند. یک مربی می تواند در این مسیر شما را یاری کند.

در سال های نخست ازدواج بسیاری از این مسائل یا وجود خارجی ندارند و یا مراحل رشد و تکامل خود را طی می کنند. وقتی زن و شوهر از شیفتگی اولیه فاصله می گیرند، هر حادثه ی دلسرد کننده ای، منجر به زدن برچسب منفی به همسر می شود. در حالی که اغلب دلگیری ها را می توان با دلایل ملایمی توضیح داد. در ازدواج موفق، زن و شوهر به تدریج این توانایی ها و خصوصیات را در خود و یکدیگر پرورش می دهند.

 

با توجه به کتاب عشق هرگز کافی نیست. اثر آرون تی بک. ترجمه مهدی قراچه داغی

اگر جالب است می توانید به دوستانتان نشان دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *