قالب وردپرس

گام های کوچک

موفقیت

برای خلق کارهای بزرگ قدم­های کوچک لازم است. یکی از رموز موفقیت افراد کارآمد این است که بی مقدمه به کارهای بزرگ حمله نمی کنند. به جای آن کار بزرگ را به اجزای کوچکتر تقسیم و بعد در هر مرحله جزیی از آن را انجام می دهند.

به دو طریق می توان کار بزرگ را به اجزای کوچکتری تقسیم کرد:

یکی اینکه: زمان پرداختن به آن را به زمان های کوچک تقسیم کنیم و در نوبت های متمادی به آن بپردازیم.

دوم: خود کار را به بخش های کوچک تقسیم کنیم و هر بخش را در یک زمان مشخص انجام دهیم. معمولا کارهایی که انجام دادن آن ها را به تعویق می اندازیم، را می توانیم به اجزای کوچک تقسیم کنیم.

جدول زیر توسط دکتر دیوید برنز طراحی شده است و جدول ضد تنبلی نام دارد. شما می توانید کار مورد نظر خود را به اجزایی تقسیم و در ستون سمت راست جدول درج نمایید. آنگاه با توجه به مقیاس ۰% تا ۱۰۰% دشواری و لذت بخش بودن هر مرحله را پیش بینی کنید و نتیجه را در دو ستون بعدی بنویسید.

پس از انجام کار می توانید با توجه به مقیاس ۰% تا ۱۰۰% درباره دشواری و لذت بخش بودن واقعی کاری که انجام داده اید اظهارنظر کنید. ارقام به دست آمده را در ستون چهارم و پنجم درج نمایید.

 

 

فعالیت

کار مورد نظر را به اجزای کوچک تر تقسیم کنید و هر جزء را شماره گزاری نمایید

پیش بینی دشواری

از ۰ تا ۱۰۰ درصد

پیش بینی رضایت

از ۰ تا ۱۰۰ درصد

دشواری واقعی

(پس از انجام آن کار)

رضایت واقعی

(پس از انجام آن کار)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای جلوگیری از به تعویق انداختن کار ها بهتر است مرحله نخست شروع کار را کوچک انتخاب کنید، به طوری که آن را در حداکثر پانزده دقیقه و حتی کمتر انجام دهید. همچنین می توانید عواملی را که مانع از شروع کار شود را یادداشت کنید عواملی مانند: کم حوصلگی، تلفن کردن یکی از دوستان و نظایر آن و سپس راه برخورد با آن را پیشنهاد دهید. مثلا اگر کسی زنگ زد می توانم به او بگویم تا پانزده دقیقه دیگر گرفتار هستم.

اگر پس از انجام این برنامه به شادی مورد نظر نرسیدید، اشکالی متوجه شما نیست؛ تنها کاری که باید بکنید این است که به تلاش خود ادامه دهید. زیرا سرعت بهبودی و پیشرفت اشخاص متفاوت است. بعضی ها به سرعت بهبود می یابند، اما جمعی دیگر به مداومت بیشتری احتیاج دارند و باید وقت بیشتری صرف کنند. اما اگر احساس کردید که بهتر شده اید و به احساس بهتری رسیده اید و بعد از مدت ها احساس بد، دوباره شادی را تجربه کرده اید خواهید دید که تفکرات منفی شما در گذشته تا چه اندازه بی مورد بوده اند. به احساسی از سرخوشی و خوشبینی می رسید و عزت نفس در نظرتان موضوعی طبیعی می نماید. برایتان عجیب به نظر می رسد که چرا تاکنون در چنین موقعیتی قرار نداشته اید.

اما ممکن است صبح روزی از خواب بیدار شوید و احساس کنید که دوباره به شدت افسرده شده اید. احساس می کنید روحیه تان را از دست داده اید. خشمگین به نظر می رسید. افکار منفی خود را مکتوب کنید. شرح مختصری از حادثه ناراحت کننده بنویسید: «امروز وقتی از خواب بیدار شدن احساس افسردگی شدید داشتم.» به خاطر داشته باشید که باید حادثه اصلی مسبب ناراحتی خود را در بالای برگه بنویسید. فراموش نکنید که این کار باید حتماً به صورت کتبی انجام شود. تمرین ذهنی شما را به جایی نمی رساند. حالا احساسات منفی خود را بنویسید. احساساتی از قبیل درماندگی، حقارت اندوه یا دلسردی. به هر کدام براساس مقیاس ۰% تا ۱۰۰% امتیاز بدهید.

گاهی احساس خوب داریم و گاهی ناراحتیم. اما نکته مهم در ارتباط با روحیه این است که مرتب این روحیه تغییر می کند. اشخاص، بهبودی را به گونه های مختلف تجربه می کنند. بعضی ها وقتی به احساس بهتری می رسند، تفاوتی رد باورهای خود مشاهده می کنند. بعضی ها وقتی بهبودی پیدا می کنند بهتر متوجه تغییراتی می شوند که در آنها ایجاد شده است. اشخاص برای اینکه از روحیه بد خارج شوند باید کاری صورت دهند.

فقدان عزت نفس یکی از دردناک ترین نشانه های افسردگی است. علت اصلی کمی عزت نفس این است که به خود بگوییم: «من انسان ارزشمندی نیستم، از دیگران حقیرتر و کمترم.»

 

 

ده گام تا نشاط. دیوید برنز. مهدی قراچه داغی

اگر جالب است می توانید به دوستانتان نشان دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *