قالب وردپرس
 

کوچینگ یک رشته ی جدید است که بر پایه ی روانشناسی مثبت نگر بنا شده است. هدف آن حمايت از افراد درايجاد يک زندگی ايده ال و رضایت بخش است. کوچ کسی است که با مراجعين خود درباره ی موضوعات مختلف اعم از مسائل حرفه ای تا موضوعات شخصی و روحی - روانی گفتگو می کند و آن ها  را در مسیر تعيين و دستيابی به اهدافشان حمایت می کند.

روند کوچینگ با روش های درمانی روانشناسی و مشاوره متفاوت است. تمرکز کوچینگ بر حرکت به سوی آينده است. يک کوچ به اتفاقات گذشته ی فرد علاقه ای ندارد. او در زمان حال زندگی می کند و به آن چیزی که مراجع در حال حاضر در زندگی می خواهد و تغييراتی که مشتاق به انجام آنها است علاقمند است.

در علم کوچینگ، به فرد به منزله ی متخصص زندگی خویش نگاه می شود و کوچ با به کار گرفتن دانش خود با فرد در پيدا کردن راه حل مساله تشريک مساعی می کند. او سوالاتی را مطرح می کند و به مراجع اجازه می دهد خود راه حل مختص به خودش را پيدا کند.


 

 

کوچینگ چه نیست؟

تفاوت کوچینگ با درمانگری
يک درمانگر با يک شخص ناتوان و به منظور معالجه او کار می کند ولی يک کوچ با يک شخص توانا کار می کند تا توانائی های او را شکوفا و بارور سازد. درمانگر نوعا با اشخاصی که برای دستیابی به سلامت خود از لحاظ عاطفی، نياز به کمک دارند کار می کند و غالبا با مشکلات آنها در گذشته و راهکارهای معالجه ی آنها درگير است. اما يک کوچ با اشخاص فعال کار می کند تا آنان را به سطح فوق العاده ای ارتقا دهد. کوچینگ متکی به جريانات گذشته برای دستيابی به ترقی نيست، بلکه توجه آن ترجيحا متمرکز بر روی اهداف به سوی آينده است.یک مراجع می تواند همزمان از خدمات درمانگر و کوچ استفاده نماید.
تفاوت کوچینگ با مشاور متخصص
یک مشاور در یک زمینه تخصص دارد به همین دلیل با مسائل خارج از تخصص خود درگير نمی شوند. مشاور متخصص برای حل يک مشکل خاص به مراجع خود پيشنهاد و راهکار ارائه می دهد و زمانی که مشکل حل شد صحنه را ترک می نمايد. اما کوچینگ به صورت جامع تری به مسئله می پردازد.کوچ با كمك مراجع وضعيت را بررسی و يک نقشه ی اجرايی تهيه می کند و در کنار مراجع برای تجزيه، تحليل و حل مسأله کار می کند. از منطر کوچینگ، هر فرد، متخصص زندگی خویش است و کوچ با به کار گرفتن دانش مراجع، با او در پيدا کردن راه حل مساله تشريک مساعی می کند. لزومی ندارد که کوچ در حرفه ی مراجع تخصص داشته باشد؛ کوچ سوالاتی را مطرح می کند و به جای دادن پیشنهاد و توصیه به مراجع، به او اجازه می دهد تا خود جواب را پيدا کند و ارزشهای مورد نظر خود را روشن سازد. يک مشاور به دنبال ريشه ی مشکل در گذشته می گردد و تمرکز او بر روی حل يک مشکل مي باشد. اما کوچینگ ريشه در حال و آينده دارد و بر پايه ی حرکت استوار است و مراجع و کوچ با هدف ايجاد آينده اي بهتر برای مراجع، با هم همکاری مي کنند.
تفاوت کوچینگ با منتورینگ
منتوری یا رايزنی رابطه ايست که با شخصی که در زمينه ای تبحر دارد بر قرار مي شود. رايزن معمولا از کوچ مسن تر و با تجربه تر است. مراجع درحاليکه برای رايزن احترام زیادی قائل است از او درخواست راهنمائی و نصيحت مي کند و رايزن، دانش و تجربه ی خود را به مراجع اعطا مي کند. اما کوچ نصیحت و راهنمایی نمی کند. او در کنار مراجع حرکت مي کند و با او مسائل را می بیند و مراجع را در ترسيم باور های خود و پيروی از راهنمايی های درونی خود حمايت مي نمايد.