قالب وردپرس

کوچینگ و ادبیات

AAEAAQAAAAAAAAelAAAAJDc0MDNlYTM5LTkzYjAtNDcwMC1iNTMzLThkMDExYjQyNzIyNw

فرایند کوچینگ بر اساس مدل هوشنگ ابتهاج در شعر “زندگی” 

 

در این مطلب سعی شده است با تکیه بر ادبیات، فرایند کوچینگ توضیح داده شود. امید است  وام گرفتن از ادبیات باعث تلطیف مطلب و تاثیر دو چندان آن بر مخاطب گردد.

با نگاهی تحلیلگرانه، می توان رد پای تکنیک های کوچینگ را در شعر “زندگی” به وضوح مشاهده کرد. توضیح اینکه در فرایند کوچینگ به طور کلی یازده تکنیک به کار برده می شود که ۴ تای این تکنیک ها در این شعر گرانقدر دیده می شود:

 ۱

 اعتماد سازی: در ابتدا شاعر انسان شکست خورده و به بن بست رسیده را به طور متقاعد کننده ای درک می کند. چنان که گویی مخاطب روبروی شاعر نشسته است و با چشمان اشک بار محو سخنان شاعر است

چه فکر می کنی؟

که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگی؟

در این خراب ریخته

که رنگ عافیت ازو گریخته

به بن رسیده

راه بسته ایست زندگی؟

چه سهمناک بود سیل حادثه

که همچو اژدها دهان گشود

زمین و آسمان ز هم گسیخت

ستاره خوشه خوشه ریخت

و آفتاب درکبود دره های آب غرق شد

هوا بد است

تو با کدام باد می روی؟

چه ابر تیره ای گرفته سینه ی تو را

که با هزار سال بارش شبانه روز هم

!دل تو وا  نمی شود

 

۲ 

 تاکید بر نقاط قوت: در ادامه شاعر با مرور تاریخ، شجاعت و قدرت انسان در پست و بلند روزگار، را  به یاد او می آورد. شاعر آگاه است که انسان موجود فراموش کاری است و نیاز به یاد آوری دارد:

تو از هزاره های دور آمدی

در این درازنای خون فشان

به هر قدم نشان نقش پای توست

در این درشتناک دیولاخ

ز هر طرف طنین گام های ره گشای توست

بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام

به خون نوشته نامه ی وفای توست

به گوش بیستون هنوز

صدای تیشه های توست

چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود

چه دارها که از تو گذشت سربلند

زهی شکوه قامت بلند عشق

که استوار ماند در هجوم هر گزند

 

۳ 

سپس دیدگاهش را بیان می کند که همانا تاکید بر دستیابی به آینده ی مطلوب و منتهای آرزوست. بدین ترتیب انسان را از حضیض ناامیدی تا اوج امید همراهی می کند: 

نگاه من

هنوز آن بلنددور

آن سپیده آن شکوفه زار انفجار نور

کهربای آرزوست

سپیده ای که جان آدمی هماره در هوای اوست

به بوی یک نفس در آن

زلال دم زدن

سزد اگر هزار بار

بیفتی از نشیب راه و باز

رو نهی بدان فراز

 

۴ 

 و در پایان با قدرت انرژی کلام، انسان را به حرکت وا می دارد:

به سان رود

که در نشیب دره سر به سنگ می زند

رونده باش

امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

***

هوشنگ ابتهاج شرایط موجود را درک می کند اما به آینده تمرکز دارد و تمرکز مخاطب خود را به آینده جلب می کند؛ به “شکوفه زار نور و کهربای آرزو” و سپس او را به حرکت می اندازد. او با مهارت خاصی که از تسلط بر قلم و درک بالا ناشی می شود، نگرش مخاطب خود را تغییر می دهد؛ بی جهت نیست که  مخاطب پس از خواندن این شعر احساس امنیت و آرامش می کند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *