قالب وردپرس

گوش دادن

همدلی

(از حال بد به حال خوب. دیوید برنز. ترجمه دکتر مهدی قراچه داغی)

برای خیلی از افراد ابراز خشم دشوار است. اکثر آدم ها نمی خواهند بپذیرند که احساس رنجش دارند. آن ها شاید می ترسند خشم خود را بروز دهند.

همدلی

در برخورد با این افراد بهتر است از احساساتشان بپرسید. از احساسی که در مورد برخورد شما دارند؛ بدین ترتیب از آن ها دعوت کرده اید تا از شما انتقاد و ناراحتیشان را ابراز کنند. می توانید با طرح چند سؤال از اندیشه و احساسشان، بخواهید کاری را انجام دهند که از آن می ترسند یعنی توضیح دادن احساسات منفی خود. هم چنین آن‌ها را تشویق کنید تا درباره ی رفتار یا عملی از ناحیه‌ی شما که آن‌ها را دلخور کرده توضیح دهند.

فرض کنید مشاوری از مراجعش می پرسد: «لطفاً نظرت را درباره ی جلسه ی قبلی برایم شرح بده. به نظر تو جنبه های منفی و مثبت آن کدام بودند. آیا در سخنان من حرفی بود که تو را دلگیر کند؟» بعد، بدون توجه به اینکه مراجع چه می گوید، در انتقادات او مترصد واقعیت ها می شود. فرض می کنیم بیمار بگوید: «شما خندیدید و مرا مسخره کردید.» حالا ممکن است مشاور به این نتیجه برسد که در آن لحظه ی به خصوص، به خاطره ای که ناحودآگاه به ذهنش رسیده، خندیده است. اما به هر صورت مسئله این جاست که بیمار احساس کرده که مورد تمسخر واقع شده است و از این مسئله ناراحت است. اگر مشاور در مقام دفاع از خود برآید بر شدت ناراحتی بیمار اضافه می کند. بهتر است به او بگوید: «خوشحالم که این را گفتید. از اینکه  لطیفه ی من احساس شما را جریحه دار کرد متأسفم (احساس همدلانه). من هم اگر احساس کنم که کسی مرا مسخره کرده است ناراحت می شوم (احساس همدلانه). آیا شما چنین احساس کردید؟ (پرس و جو). قصدم این نبود که شمارا مسخره کنم. این حق شماست که از من انتظار حمایت و احترام داشته باشید (خلع سلاح)».

چنین واکنشی به فرد کمک می کند که بتواند احساسات خود را به راحتی ابراز کند. اگر او نتواند عصبانی بودن خود را نشان دهد، این کینه ریشه دار می شود و اگر ناراحت شدن خود را با دیگری درمیان بگذارد و دیگری با احترام به آن‌ جواب دهد، احساس اعتماد و اطمینان بیشتری میان آن دو به وجود می آید.

هر کسی ممکن است در مواقعی دلگیر و خشمگین شود. همسر، فرزند، رئیس یا مشتریانتان. اغلب مردم از اینکه حرفی در این باره بزنند احساس شرم و خجالت دارند. اگر وظیفه ی خود بدانید تا اشخاص را به صحبت درباره ی احساسشان تشویق کنید، می توانید با افکار منفی شان روبرو شوید و بدین ترتیب بر شدت صمیمیت رابطه بیفزایید.

وقتی از روش “پرسش” استفاده می کنید، لحن صدای شما از اهمیت فراوانی برخوردار است. اگر طرز سؤال شما با طنز یا حالت تدافعی همراه باشد، روش اثر بخشی خود را از دست می دهد. به عنوان مثال، اگر کسی شما را به خودخواه بودن متهم کند، ممکن است با لحن تمسخر آمیزی پاسخ دهید و یا با تندی به او بگویید: «به چه جرأتی مرا خودخواه می‌خوانی؟» در این شرایط، انتظار نداشته باشید که طرف مقابل برخورد لطیفی داشته باشد. به جای آن می توانید بپرسید: «ممکن است به من بگویی که از کدام رفتارم به این نتیجه رسیدی که خودخواه هستم؟» با این سؤال به احتمال زیاد طرف مقابل نظر خود را با شما در میان خواهد گذاشت.

همدلی

از پرسش نه تنها برای اطلاع بیشتر از اندیشه و احساس دیگران استفاده می کنید، بلکه از علت مبهم واکنش های دیگران آگاه می شوید و در موقعیتی قرار می گیرید که نسبت به رفع مشکل اقدام کنید. فرض کنیم که می خواهید ارتقاء درجه بگیرید و سرپرست شما می گوید که از تجربه ی کافی برخوردار نیستید. به جای اینکه حالت تدافعی بگیرید یا شش ماه تمام در خودتان فرو روید، از روش پرسش استفاده کنید: «در چه زمینه ای کم تجربه هستم؟» وقتی سرپرست شما در مقام توضیح بر می آید با او برخورد همدلانه کنید و از شیوه ی خلع سلاح استفاده نمایید. رئیس خود را تأیید کنید و نشان دهید که نظر او را درک می‌کنید. بعد برای کسب این تجربه لازم برنامه ریزی کنید. با برآورده ساختن انتظارات رئیس، خود را در موقعیت بسیار بهتری قرار می دهید و نشان می دهید که از توانایی گوش دادن و عمل کردن برخوردار هستید. با این طرز برخورد، دوستی رئیستان را میخرید و به احتمال زیاد به ترفیعی که انتظار دارید می‌رسید.

فرض کنیم نامزدتان به شما می گوید: «من به آزادی بیشتری نیاز دارم.» چگونه واکنش نشان می دهید؟ باید به احساس او توجه کنید. منظورش چیست؟ چه می خواهد؟ پیام اصلی او چیست؟ می توانید بپرسید: «ظاهراً آزادی بیشتری می خواهی (اندیشیدن همدلانه). به نظر می رسد که از رابطه مان راضی نیستی (احساس همدلانه). شاید منظورت این است که می خواهی با اشخاص بیشتری رفت و آمد داشته باشی. ممکن است درباره ی مشکلاتی که در رابطه مان وجود دارد حرف بزنی (پرس و جو)؟ اگر نظرت را با من در میان بگذاری بسیار خوشحال میشوم(تشویق).»

اگر همسرتان بگوید: «تو همیشه جورابهایت را به گوشه ای پرتاب می کنی چه واکنشی نشان می دهید؟ می توانید این گونه پاسخ دهید: «بله همینطور است، نمی دانستم این حرکت من تو را ناراحت می کند. (خلع سلاح). آیا کارهای دیگری هم هست که می کنم و تو را ناراحت می کند؟(پرس و جو).» توجه داشته باشید که نه در مقام دفاع از خود هستید و نه عذرخواهی می‎کنید و قول می دهید که در آینده این کار را نخواهید کرد. شاید بهتر باشد که جوراب‌های کثیف خود را در حمام بگذارید تا بعدا بشوریدش. اما توجه دایم به راه حل، عاقلانه نیست زیرا در این صورت مبادله ی احساسات کوتاه می شود. همسرتان به این احتیاج دارد که درباره ی احساساتش با شما حرف بزند و ممکن است همسرتان از ده مورد شکایت داشته باشد، اما زمینه ی اصلی همه ی آن‌ها یک مورد بیشتر نباشد: «دلگیر و خشمگین هستم زیرا احساس می کنم که مرا دوست نداری.»

آنقدرها مهم نیست اگر فکر کنید که فرصتی می‌دهید تا احساسات خود را با شما درمیان بگذارد. مهم تر این است که نشان دهید حاضرید به حرف های او گوش دهید و او را درک کنید. همسرتان را تشویق کنید تا احساسات خشمگینانه خود را مطرح کند. با علاقه واکنش نشان دهید.

عکس العمل همدلانه در شرایط دلتنگی و ناراحتی (و یا اگر مورد انتقاد قرار گیرید و احساس کنید که کسی به حرف هایتان گوش نمی دهد)، دشوار است و متأسفانه این دقیقاً همان زمانی است که به مهارت های گوش دادن بیش از هر زمانی احتیاج دارید. زیرا تلاش برای دفاع از خود طرف مقابل را عصبی می کند. او هم می خواهد حرفش را به کرسی بنشاند و هر چه بیشتر در مقام مخالفت با او حرف بزنید، این واقعیت را بیشتر اثبات می کنید که در اشتباه هستید.

اگر نمی خواهید در جنگ بی ثمر به کرسی نشاندن حرف خود وارد شوید، حقیقتی در صحبت طرف مقابل بیابید. می توانید بدون دفاع از خود، اشتباه بودن انتقاد وارد وارد شده را ثابت کنید. به ظاهر عجیب به نظر می رسد؛ در موافقت با انتقاد کننده حرف می زنید و اشتباه او را ثابت می کنید. اما وقتی در مقام مخالفت با او حرف بزنید او را به درست بودن نقطه نظرش مطمئن می کنید.

از حال بد به حال خوب – دیوید برن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *