قالب وردپرس

بیان احساسات

بیان احساسات

(از حال بد به حال خوب. دیوید برنز. ترجمه دکتر مهدی قراچه داغی)

عبارت هایی با مفهوم “احساس می کنم”

اگر آشکارا و صادقانه احساسات خود را مطرح سازیم، خودمان و طرف مقابلمان فرصتی می یاببم تا با چیزی که هر دوی ما را ناراحت کرده روبرو شویم.

 

اگر در هنگام خشم با دشواری روبرو هستید و در هنگام عصبانیت میل به حمله دارید، می توانید به جای نشان دادن احساسات به صورت عملی و حالت خشونت، آن ها را به طور شفاف و علنی ابراز کنید. نترسید! دچار هیچ آسیبی نمی  شوید اگر احساسات خود را بیان کنید.

به کمک عباراتی که با «من احساس می کنم» شروع می شوند و یا جملاتی که احساس شما را می رسانند، می‌توانید احساسات خود را به طرف مقابل انتقال دهید. به این ترتیب می توانید نظرات و احساسات خود را بیان و از فشار خود کم کنید. برای نمونه از عبارات زیر می توانید در هنگام بروز احساسات مختلف استفاده کنید:

۱-احساسات منفی: خشمگین هستم، احساس می کنم که مورد انتقاد قرار گرفته ام، احساس می کنم که تحقیر شده ام،  احساس دلتنگی و افسردگی می کنم، احساس فشار می کنم، احساس می کنم متوجه منظور من نشده اید.

۲- احساسات جراحتی: اندوهگین هستم، احساس می کنم که مرا رد کره اید، احساس بی مهری می‌کنم، احساس نومیدی می کنم، احساس می کنم مورد بی اعتنایی قرار گرفته ام، احساس رعب و وحشت می‌کنم، احساس می کنم که مورد حمله قرار گرفته ام، احساس بی کفایتی می کنم.

۳- خواسته ها و امیال: دلم می خواهد با تو وقت بیشتری صرف کنم، دلم می خواهد این مسئله را حل کنیم و به هم نزدیک تر شویم، دلم می خواهد که سر وقت باشی، دلم می خواهد سعی کنی منظور مرا بفهمی.

عبارت هایی با مفهوم «من احساس می کنم» درست در مقابل عباراتی هستند که با «تو» شروع می شوند. از جمله ی این عبارات می توانم به «تو مرا عصبی می کنی»، «تو حق نداری چنین حرفی بزنی» و یا «تو در این باره اشتباه می کنی» اشاره کنم. جملاتی که با «تو» شروع می شوند عیب جویانه، سرزنش‌آمیز و در موضع داوری هستند و همیشه منجر به بحث و مشاجره می شوند. صدها و صدها بار دیده ایم که اشخاص در حالت عصبانیت به جای اینکه احساس خود را با هم در میان بگذارند به مشاجره و نزاع پرداخته اند و هر کدام از نظر خود دفاع می کنند. به خود می گویید: «در این مورد حق با من است» و بعد با بحث و مشاجره لفظی می خواهید بر حق بودن خود را ثابت کنید. اما اشکال اینجاست که طرف مقابل هم به همین اندازه معتقد است که حق با اوست و او هم می خواهد که حقانیت خودش را ثابت کند و مسلم است که این گفتگو برنده ای ندارد.

راه حل این معضل بسیار ساده است. آنچه شما «حقیقت» می پندارید در واقع شکل تحریف شده ی خشم است و اگر تعجب نکنید می گویم “حقیقت شما، دشمن شماست”. بنابراین از این حقیقت دفاع نکنید. به جای آن خیلی ساده بگویید «خشمگین هستم»، «ناراحتم». این قبیل جملات بسیار صادقانه تر و مؤثرتر از بحث درباره ی «حقیقت» هستند.

perception1

حال فرض کنیم یکی از اعضا خانواده می گوید: «در این باره اشتباه می کنی، آدم کند ذهن و دست و پا چلفتی ای هستی». با استفاده از عباراتی که با مفهوم «من احساس می کنم» شروع می شوند، چه پاسخی می دهید؟

می توانید بگویید: «احساس می کنم مورد حمله قرار گرفته ام، احساس حقارت می کنم، دلگیر شده‌ام.» و این مشخصاً بهتر از استفاده از جملاتی از این گونه می باشد: «حرف اضافی نزن. کودن خودت هستی.» این طرز برخورد به مشاجره ختم می شود.

فرض کنیم یه خاطر موضوعی که مقصر اصلیش یکی از دوستانتان است، مورد شماتت قرار می گیرید. مثلا دوستی به شما  می گوید: «از دستت خیلی عصبانیم». ناراحت می شوید زیرا معتقدید که به خاطر موضوعی سرزنش می شوید که در اصل تقصیرش به گردن کس دیگریست. با استفاده از عبارت های با مفهوم «من احساس می کنم» با این موضوع برخورد کنید.

می توانید بگویید: «من عصبانی هستم». گفتن این جمله بسیار بهتر از این است که حالت تدافعی بگیرید و در مقام انتقاد از آن‌ها حرف بزنید. منظور این است که به جای حمله احساسات خود را با طرف انتقاد کننده در میان بگذارید. به عبارت دیگر به جای بحث درباره اینکه حق با کیست احساسات خود را با آن‌ها در میان می گذارید.

اغلب اشخاص نمی توانند احساسات خود را مستقیماً ابراز کنند. وقتی احساس ناراحتی می کنند نمی توانند با نرمی احساسشان را مطرح کنند و بنابراین، احساسی غیر واقعی و نمایشی از خود بروز می دهند. بیماری در جلسه ای که چند درمانگر برای رسیدگی به کار او تشکیل داده بودند، ناراحت شد. احساس می کرد که دیگران دارند در مسائل خصوصی او دخالت می کنند. او نمی توانست و یا نخواست که در حضور آن‌ها درباره ی مسائلش حرف بزند. اما به جای اینکه بگوید من نمی خواهم در باره ی مسائل خصوصی خودم صحبت کنم، ناگهان از جا بلند شد و به بهانه‌ی سردرد از اتاق بیرون رفت.

حرکت این بیمار به قدری مقترانه بود که همه ی افراد حاضر در جلسه را ترساند. در واقع این پیام را مخابره کرده بود: «اگر با من بازی کنید باید بهایش را بپردازید.» جالب اینجاست که این بیمار در جلسات خصوصیش با مشاور خود، منکر عصبانیت شد و مدعی بود که نمی دانسته رفتار او ممکن است دیگران را ناراحت کرده باشد. ما انسان ها ذاتا نمی خواهیم به وجود احساس خشم در خود اقرار کنیم. در نتیجه احساس خود را به طرز دیگری بروز می دهیم. در اتاق را به هم می کوبیم، خود را مظلوم جلوه می دهیم و به جای اینکه نظر خود را درباره ی دیگران بگوییم، آن ها را مسخره می کنیم یا درباره‌ی آن‌ها شایعه پراکنی می کنیم. ممکن است احساسات خود را به شکل انتقاد، طعنه و مشاجره های تدافعی بروز دهیم. این امکان هم وجود دارد که ناراحتی خود را با تظاهرات جسمی مانند اخم کردن، دست روی سینه گذاشتن، سر تکان دادن و غیره بروز دهیم. اشکال این رفتار این است که گرچه نشان می دهیم چیزی برخلاف میل ما در جریان است، اما از کم و کیف دقیق آن مطلع نیستیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *