قالب وردپرس

سرزمین آدمیان

آنتوان دوسنت اگزو پری

آنان که از پیشرفت فن و تخصص در هراس اند، به گمانم وسیله را با مقصود اشتباه گرفته اند. کسی که فقط با امید دستیابی به خواسته های مادی در نبرد است در حقیقت هیچ چیز که ارزش زندگی را داشته باشد بدست نخواهد آورد. اما ماشین یک مقصود نیست، بلکه اسباب و وسیله ی کاریست.

اگر گمان می کنیم که ماشین آدمی را نابود می کند شاید به این جهت باشد که قدری به عقب بر نمی گردیم تا اثرات این همه تغییرات سریعی که در زندگانی ما در اندک مدتی رخ داده است به قضاوت گیریم. در حقیقت تاریخ صد ساله ی ماشین در مقابل دو هزار سال تاریخ آدمی، بس کوتاه است. همه چیز در اطراف ما به سرعت دست خوش تغییر و تبدیل گشته است و روابط انسانی، شرایط کاری، اخلاق و عادات ما نیز در اساسِ درونی و عمیق خود مورد تحول و تغییر قرار گرفته است. معانی جدایی، غیبت، فاصله و مراجعت، معنی و حقیقتی دیگر یافته است. اگر چه ظاهر کلمات تغییر نکرده ا ند. ما برای بدست گرفتن دنیای امروز از زبانی استفاده می کنیم که در دنیای دیروز هم به کار می رفت به نظر می رسد زندگانیِ گذشته بهتر به طبیعت ما پاسخ می دهد و تنها دلیل ما این است که او به زبان ما بهتر جواب می دهد.

هر ترقی و پیشرفتی ما را از آن عادت که هنوز به زحمت بدان خو گرفته ایم قدری دورتر رانده است. ما در حقیقت مهاجرینی هستیم که هنوز کشور خویش را بنا نکرده اند. ما هنوز بربر های جوانی هستیم که بازیچه های تازه ما را آسانتر محظوظ می دارند. مسابقه ی  سرعت در حقیقت موقتا از وسیله ی آن اهمیت بیشتری یافته است، همیشه بدین ترتیب بوده است. برای سربازان مستعمره چی که امپراطوری را بنیان می گذارند زندگی معنی دیگری غیر از فتح ندارد. سرباز، رعیت مستعمره نشین را تحقیر می کند اما مقصود از فتح آیا استقرار رعیت و مهاجر نشین در سرزمین فتح شده نیست؟

در هیجان پیشرفت و ترقی، بوسیله ی ایجاد راه آهن، کارخانه ها و حفر چاه های نفت به انسان خدمت کرده ایم، اما فراموش کرده ایم که این ساختمان ها را برای خدمت به آدمی بنا می کنیم. اخلاق و عادات ما در طول مدت فتح همان عادات و اخلاق سرباز مستعمره چی بود، اما اکنون بر ما لازم است که این منزل جدید را که هنوز چهره مشخصی به خود نگرفته است زنده گردانیم. برای آن یکی حقیقت بنا کردن بود و برای این دیگری سکنی گزیدن. منزل ما بیشتر چهره انسانی به خود خواهد گرفت.

ماشین نیز هرچه کامل تر شود بیشتر در پشت وظیفه خویش پنهان خواهد شد. چنین به نظر می آید که تمام کوشش های صنعتی انسان، تمام حساب هایش و تمام شبهه هایی که به کشیدن نقشه های ساختمان بنا و غیره صرف کرده است جز به صورت بسیار ساده ای جلوه گر نخواهد شد. چنانکه تجربه چندین نسل لازم است تا بتواند انحنای ستونی را با قسمت تحتانی کشتی یا چوب بست هواپیمایی را تا سر حد کمال و سادگی اولیه سینه ای یا شانه ای خلق نماید.

ماشین در پایان تحولش خود را پنهان می سازد. کمال اختراع، با غیبت آن برخور می کند. درباره ی اسباب کار نیز چنن است. تمام ادوات ظاهری از نظر نهان می شوند و ماشین چون سنگی صیقلی شده به ما ارائه می شود. سابقا با کارخانه ای پر طول و تفصیل و در هم در تماس بودیم اما امروز فراموش می کنیم که موتور دور خویش می چرخد. چرخش موتور وظیفه ی موتور است چنانکه ضربان قلب وظیفه ی قلب است؛ اما امروز هیچ دقتی به ضربان قلب خویش نمی کنیم.

 

برای یادبود سنت اگزو پری

سرزمین آدمیان. اثر آنتوان دوسنت اگزو پری. ترجمه محمد حبیب الهی

اگر جالب است می توانید به دوستانتان نشان دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *