قالب وردپرس

زبان احساسات

انتخاب با شماست

شناسایی و پی بردن به افکار منفی، در هنگام ناراحتی، کار ساده ای است. اما مساله ی مهم بی اعتبار کردن این افکار است. بی اعتبار کردن یعنی اینکه متوجه شویم که افکار منفی شاید ظاهر معتبری داشته باشند اما حقیقت این است که این افکار، تاثیر احساسات بر برداشت های ما هستند و با تغییر احساسات می توان برداشت هایی متفاوت داشت. دیوید برنز با کمک تیم همکاران خود روش های متعددی برای رسیدن به انگاره های فکری مثبت تر ایجاده کرده است. یکی از این روش ها شناسایی خطاهای شناختی است. 

وقتی ناراحت هستید به احتمال زیاد به حادثه ناخوشایندی که برایتان اتفاق افتاده است فکر می‌کنید . مثلا به این دلیل که همکارتان در محل کار حق شما را خورده است، خشمگین هستید، یا فرزندتان به شما بی احترامی می کند و یا… . وقتی این اتفاق ها می‌افتند ناراحت شدن امری طبیعی است.

اما آنچه به شما احساس بدی می‌دهد چیست؟

برای بعضیها صحبت کردن درباره ی احساس شان دشوار است. اما این کار، کار چندان دشواری نیست. جدول«کلمات احساسی» که در ادامه آمده به شما کمک می‌کند کلماتی را که احساس شما را توصیف می‌کند انتخاب کنید:

 

احساس کلماتی که این احساس را ابراز می کنند
خشم عصبانی. رنجیده. ناراحت

تحریک شده. به خشم آمده. آتیشی

غضبناک. مورد تجاوز واقع شده. به غلیان درآمده

 تشویش  نگران. وحشت زده. نا آرام

ترسیده. هراسان. دلواپس

ناراحت. پریشان. هراسیده

 خجالت  ابله

در خود فرو رفته

سراسیمه

 گناه  شرمنده

تقصیر کار

بد

 درماندگی  مایوس

بدبین

نومید

 تنهایی  ترک شده

منزوی

طرد شده

 اندوه  افسرده

نومید

ناخشنود

 استرس  کلافه. گرفته

وارفته. خسته

پر تنش. تحت فشار

 

 

 

 

همواره به خاطر داشته باشید که تنها یک نفر می تواند شما را مضطرب، غمگین و یا افسرده کند و آن یک نفر خود شما هستید. این عقیده می تواند زندگی شما را متحول کند.


وقتی ناراحت هستید آدمکی مانند شکل پایین رسم کنید و در فضای خالی بالای سرش افکار منفی‌تان را بنویسید. این‌گونه متوجه می‌شوید که چرا آدمک شما ناراحت است. در زمان خوشحالی هم می‌توانید این کار را انجام دهید: 

 

کنترل احساسات

به جدول پایین نگاه کنید. این جدول با عنوان اندیشه و احساس شما مشخص شده‌است. در ستون سمت راست احساسات گوناگون فهرست شده‌اند. در ستون میانی باید حوادثی را که می‌توانند این احساسات را در شما ایجاد کنند بنویسید. و در ستون سمت چپ افکار مرتبط با هر احساس را بنویسید. احساسات ناخوشایند مانند افسردگی، اضطراب، گناه، یأس، درماندگی و خشم اغلب ناشی از افکار مخدوش یا خطاهای شناختی هستند. وقتی این افکار را مورد سؤال قرار می‌دهید، احساستان تغییر می‌کند. در اینجا خطاهای شناختی را فهرست کرده‌ایم. این‌ها افکاری هستند که به شما احساس ناخوشایند می‌دهند.

آیا زمانی را بخاطر دارید که تحت تأثیر چنین اندیشه‌ای بودید؟

 

 

           احساس حادثه ای که این احساس را سبب شد          اندیشه ای که منتهی به این احساس شد
اندوه یا افسردگی شکست عشقی. فوت یک عزیز. مسائل مالی. از دست دادن شغل. سالمندی.

بیماری. نرسیدن به یک هدف مهم

به خود می گویید بدون وجود کسی که دوستش دارید هرگز خوشبخت نخواهید شد.

ممکن است خود را بی ارزش در نظر بگیرید و از عزت نفس خوبی بر خوردار نباشید

گناه با خجالت  احساس می کنید احساسات کسی را جریحه دار کرده اید.

احساس می کنید نتوانسته اید در حد معیار های خود ظاهر شوید.

 

وقتی احساس گناه می کنی درباره ی خود داوری می نمایید و به خود برچسب بد بودن می زنید. می گویید: تقصیر من است، نباید این کار را می کردم.

وقتی احساس خجالت می کنید، می ترسید دیگران متوجه کار شما شوند و درباره تان قضاوت کنند.

 

ناکامی اوضاع به دلخواه شما پیش نمی رود:

قطار تاخیر دارد یا تاکسی گیر نمیاید یا دوستتان به قولش عمل نکرده است.

اصرار دارید که شرایط باید به دلخواه شما صورت خارجی پیدا کند.
خشم کسی با شما برخورد غیر منصفانه می کند. کسی از شما سوء استفاده می کند.

مورد بی اعتنایی واقع می شوید.

می گویی باید خودش را تغییر دهد.

خود را یک قربانی بی گناه احساس می کنید.

می گویید او خودخواه و شایسته ی سرزنش است.

اضطراب، نگرانی، هراس یا وحشت ممکن است نگران سلامتی، نگران شغل، عملکرد، نمرات و ارزیابی دیگران باشید.

ممکن است گرفتار ترس های غیر منطقی و هراس های روانی باشید: ترس از بلندی، ترس از نشستن در هواپیما، ترس از آسانسور و ….

می ترسی خطری شما را تهدید کند: اگر در هنگام سخنرانی بیهوش شوم چه می شود؟! اگر مشاعرم را ا دست بدهم…
تنهایی به تعداد کافی دوست و آشنا ندارید. با یکی از نزدیکانتان قطع رابطه کرده اید. از نزدیک شدن به اشخاص می ترسید به خود می گویید محکوم به بد بختی هستم، زیرا به اندازه کافی به من محبت نمی شود.

می گویید دیگران به شما توجه نمی کنند. احساس می کنید اشکال بزرگی در شما وجود دارد.

درماندگی در زمینه ی مسائل عاطفی با دشواری روبرو هستید. از افسردگی و اضطراب رنج می برید. ازدواج ناموفقی دارید به خود می گویید که اوضاع هرگز رست نخواهد شد. معتقدید که مساله ی شما برطرف نمی شود و همیشه احساس فلاکت خواهید داشت.

جدول اندیشه و احساس

 

دو قدم تا نشاط. دیوید برنز. برداشت آزاد از سمیرا جمالو

اگر جالب است می توانید به دوستانتان نشان دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *