قالب وردپرس

رهایی از وابستگی ها

Lonely-pink-rose-flower-broken2-love
(عشق و تنهایی-کریشنا مورتی)
سوال: من خیلی احساس تنهایی و بی کسی می کنم و آرزوی نوعی رابطه ی صمیمانه ی انسانی دارم ولی هیچ مونس و مصاحبی ندارم. چه کنم؟
یکی از مشکلات ما این است که می خواهیم از طریق یک چیز، شاد و خوشبخت باشیم. از طریق یک شخص، از طریق ایده، باور و نظریه، از طریق رفتار، از طریق هم صحبت و مونس و… . ما فکر می کنیم شادمانی می تواند از طریق چیزی حاصل شود.
بنابر این وقتی من احساس تنهایی می کنم، می خواهم یک شخص یا یک نظریه را پیدا کنم تا بتوانم از طریق آن احساس خوشبختی و شادمانی کنم. اما احساس تنهایی همیشه سر جایش هست؛ باقی می ماند و زیر یک پوشش خود را پنهان می کند.
و به این دلیل که تنهایی هراس انگیز است (و من ماهیت تنهایی را نمی شناسم و درکی از آن ندارم) می خواهم چیزی پیدا کنم که به آن بچسبم تا بتوانم خود را  در پناه آن قرار دهم. به این جهت ذهن من مدام در پی پیدا کردن یک چیز است. یک چیز که من را به خوشبختی برساند. این احساس خوشبختی ظاهری و موقت ممکن است از طریق مبل و اثاثیه مجلل، از طریق یک خانه، یک کتاب، از طریق مردم، از طریق عقاید و ایده ها، اوراد و شعائر، سمبل ها و نماد ها و… حاصل شود. از این جهت است که اشیا و انسان ها برای ما اهمیت پیدا می کنند. ما امیدواریم که خوشبختی را از طریق آن ها پیدا کنیم. از اینجاست که وابستگی ما به آنها شروع می شود.
اما اگر من بتوانم درک و شناختی عمیق از واقعیت تنهایی داشته باشم، هیچ چیز را وسیله ای برای دستیابی به خوشبختی قرار نمیدهم و برای دستیابی به شادی بیشتر، به تکرار کلمات، اوراد و شعایر متوسل نمی شوم.
اگر انسان علاقمند به آزادی از وابستگی ها باشد، درباره ی  راه و روش، از دیگری سوال نخواهد کرد. بلکه سوال متفاوتی را مطرح خواهد کرد. سوال از خویشتن: ” آیا من می توانم از تنهایی رهایی یابم؟ آیا من می توانم ظرفیت رهایی از وابستگی ها را داشته باشم؟”
این بسیار مهم است که انسان نپرسد “چگونه” بلکه بپرسد: آیا من می توانم؟
هنگامی که شما چنان سوالی را صادقانه برای خود مطرح کنید، از وابستگی ها آزاد گشته اید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *