قالب وردپرس

دنیای قشنگ نو

کوچینگ و تربیت

با دخل و تصرف از: خودکاوی. کارن هورنای.محمد جعفر مصفا

 

در فرهنگ جوامع امروز عوامل بسیاری وجود دارد که با رشد سالم فرد مغایر است. مهمترین عامل را می توان پدر و مادر هایی دانست که با وجود حسن نیت و به تصور اینکه می خواهند بچه را به شکلی صحیح تربیت کنند به قدری او را تحت فشار قرار می دهند که اعتماد به نفس، استعداد های خلاقانه و شوق او نسبت به زندگی را مختل می کنند. تربیت آن ها آمیخته ای از عشق، تحقیر و ترس است. این تربیت گاها تا جایی پیش می رود که پدر و مادر این احساس را در فرزند خود به وجود می آورند که، به شرطی کودک موجودیت و حق حیات دارد که مطیع خواسته ها و توقعات پدر و مادر باشد؛ این روند مانع می گردد که کودک درک کند یک فرد آزاد است و فردیتی مستقل با حقوق و مسوولیت های مخصوص به خودش را دارد.

اثرات مخرب این تربیت معمولا بارز و آشکار نیست بلکه آب زیرکاه، نامریی و مرموز است و ناراحتی ها و بحران های در هم پیچیده ای را منتج می شود.

در چنین محیطی کودک نمی تواند اعتماد به نفس پیدا کند، یاد نگرفته است برای شخصیت خود ارزش قایل شود؛ الگو های رفتاری او ( پدر و مادر ) دائما در گوش او تکرار می کنند که تو نمی توانی. آن ها اجازه نمی دهند او خود تصمیم بگیرد و مسئولیت تصمیماتش را بر عهده بگیرد. حتی بعضی ها حقارت های تمام عمرشان را در قامت کودک خالی می کنند و بعضی ها او را رقیب خود می دانند. بدین ترتیب کودک تربیت یافته، موجودی است پر از ترس، پر از احساس رنجش و نفرت نسبت به محیط اطرافش، پر از احساس نا امنی، تنهایی و بی کسی.

ابتدا وی در مقابل این نیرو های مخرب احساس درماندگی می کند، ولی رفته رفته به حکم قوه ی درک و بصیرت و تجربه، روش ها و وسایلی را در خود می پروراند که بتواند با کمک آن ها به نحوی با محیط تهدید کننده و پر آزار خود کنار بیاید. یک دنیای خصوصی برای خود می سازد. نسبت به تقاضا هایی که از وی می شود بی زار است. هر نوع نصیحت، راهنمایی، پیشنهاد یا انتظاری را در حکم تجاوز به دنیای خصوصی خودش تلقی می کند.

شخصیت اصیل و احساسات واقعی او چه می شوند؟ او آن ها را نادیده می گیرد و به ندرت آن ها را تجربه خواهد کرد؛ در مواقعی که با خودش خلوت می کند، خیال بافی می کند، یا درگیر ارضای غرایز جنسی خود می شود.

سرنوشت دیگری که ممکن است کودک انتخاب کند این است که احساسات، عواطف و تمایلات خود را خفه نکند و نومیدانه خودش را در پناه حمایت والدین قرار دهد و کورکورانه با خواستن ها و نخواستن ها، خوش آمدن ها و بد آمدن ها، با نحوه ی زندگی و طرز تفکر آن ها منطبق سازد. در این انتخاب یک کور سوی امیدی وحود دارد؛ اینکه ممکن است در آینده از این میل به تسلیم خسته شود و میل به استقلال و خودکفایی در او به وجود آید.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *