قالب وردپرس

تفاوت فرهنگ ها

کوچینگ و تربیت

دو نگاه متفاوت محصول تربیت دو فرهنگ متفاوت، دو هم سن و هم بازی، دو انسان  از دو طبقه ی فکری متفاوت:

دوستم تعریف می کرد:

داییش که در یک کشور اروپایی زندگی می کند به همراه  خانواده برای گذراندن تعطیلات و سر زدن به فامیل به تهران آمدند. همه در خانه ی پدر بزرگ جمع شدیم. دختر داییم هاله ۱۰ ساله است. سرگرم انجام تکالیف درسی خود بود. رضا فرزند خاله ی من و هم بازی هاله خطاب به او گفت: “هاله بیا بازی کنیم”

هاله جواب داد: “دارم تکالیف مدرسه را می نویسم”

معلمش به او گفته بود که از کلماتی که در املا اشتباه نوشته، یک صفحه بنویسد.

رضا گفت: “درشت تر بنویس تا زودتر تموم بشه”

هاله تعجب کرد: “اگر درشت بنویسم که یاد نمی گیرم”

رضا هم تعجب کرد. این جمله برایش نا آشنا بود.

دو نگاه، محصول تربیت دو فرهنگ متفاوت:

یکی فرهنگی که درشت نوشتن و زود تمام کردن را زرنگی می داند و کسی که فاقد این زرنگیست را، ساده می پندارد. در این فرهنگ زرنگی باعث پیشرفت است و مایه ی غرور.

دیگری اما هیچ زرنگی ای در درشت نوشتن نمی بیند چون هدف برایش روشن است: یادگیری.

هدف معلم رضا هم از دادن تکلیف، یادگیری است اما ظاهرا رضا نمی داند چرا معلم به او تکلیف داده است؛ به همین خاطر این را زور و اجبار می داند.

اما وضعیت هاله متفاوت است. معلم هاله با او رابطه ی دوستانه دارد. هاله به معلم خود اعتماد دارد. دیگران نقش هاله را مهم و محترم شمرده اند و این برخورد، او را مسئولیت پذیر بار آورده است. فضای مدرسه ی هاله، فضایی تکراری و تیره نیست. از نظر او کتاب ابزار مهم برای پیشرفت تلقی می شود و آموزش، کاری مفید و رو به جلو به حساب می آید. او به عنوان یک محصل احساس مفید بودن می کند.

حرف های رضا برای هاله تعجب آور است. هاله تا در جامعه ی رضا زندگی نکند، نمی تواند حرف های او را بفهمد.

هاله و رضا محصول تربیت دو فرهنگ متفاوت اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *