قالب وردپرس

به تمامی زیستن

زیستن به تمامی

کجاست سمت حیات؟

من از کدام طرف می رسم به یک هد هد؟

مرگ رویدادی خنثی است که ما یاد گرفته ایم رنگ ترس بر آن بزنیم. انسان بیش از آنکه از مرگ بهراسد از انزوای محضی که مرگ را همراهی می کند، می ترسد. ما می کوشیم زندگی را دو نفره تجربه کنیم، ولی هر یک از ما مجبوریم تنها بمیریم. کسی قادر نیست با ما یا به جای ما بمیرد. تصوری که یک انسان زنده از مردن دارد، به خود رها شدنی مطلق و بی چون و چراست.

پذیرش مشتاقانه و صادقانه ی مرگ، اجازه می دهد زندگی را به شیوه ای غنی تر و و راضی کننده تر سپری کنی. به همین خاطر ممکن است کسی که در آستانه ی مرگ قرار دارد بتواند دوران طلایی ای را سپری کند. چیزی که طلایی است ” به تمامی زیستن زندگی به رغم رویارویی با مرگ است.” فکر کن هر آخرین باری، چقدر اندوه بار و در عین حال با ارزش می تواند باشد: آخرین بهار، آخرین پرواز قاصدک و آخرین بار شکفتن گل های گلیسین.

زمان آزادی بزرگ. تو آزادی به همه ی تعهدات بی ارزش نه بگویی و خود را به تمامی، وقف چیزی کنی که از چیز های دیگر برایت مهم تر است: فتح اورست، حضور دوستان، سفر به دور دنیا یا… . زمان جست و جویی درونی و جدی و یافتن مهم ترین ها و رها کردن بهانه ها.

آمادگی برای مرگ ضروری است و نیاز به توجه مستقیم دارد. در جنین انسان، نه ریه ها نفس می کشند و نه چشم ها می بینند. پس جنین برای هستی ای آماده می شود که برایش قابل تصور نیست. شاید ما هم باید خود را برای هستی ای فراتر از فهم مان و حتی فراتر از رویا هایمان آماده کنیم.

 

 

برداشت آزاد از مادر و معنی زندگی، اروین یالوم، فصل دوم

اگر جالب است می توانید به دوستانتان نشان دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *