قالب وردپرس

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس مجموعه باورها و احساسات ما، در مورد توانایی ها و محدودیت های خودمان است.

این‌که ما چگونه شخصیت خود را تعریف می ‌کنیم، نگرش و رفتار ما را تحت تاثیر قرار می ‌دهد و بر سازگاری عاطفی ما با محیط پیرامون تاثیر گذار است.

از این منظر دو معنا برای اعتماد به نفس می توان متصور بود:

۱- فرد احساس کند در مقابل دیگران تواناست(توانایی نسبت به دنیای بیرون)

اینکه با احساس قوت و بدون ترس سخن بگوید و احساسش را بیان کند و چون می داند در رویارویی با مسائل متفاوت، واکنش مناسب را نشان می دهد، خیالش راحت است.

مثال:

خواستگار در جلسه ی خواستگاری بدون هول شدن حرف بزند.

دانش آموز پای تخته بدون هول شدن سوالات معلم را پاسخ دهد.

در صف نانوایی، کسی که نوبتش ضایع شده است با احساس قوت از حق خود دفاع کند.

 

۲- فرد در درون خویشتن احساس توانمندی کند(توانایی در دنیای درون). این حالت را، عزت نفس می نامند. عزت نفس یعنی رضایت فرد نسبت به خویشتن.

شخصی که عزت نفس بالایی دارد، ارزش خود را دانسته و خود را شایسته توجه می داند؛ به همین ترتیب، دیگران را دوست می دارد و مورد توجه قرار می دهد. او آگاه است که اعتماد به نفس به معنای صد درصد موفق بودن نیست و فارغ از موفقیت ها و عدم موفقیت ها خود را انسانی ارزشمند و شایسته می داند.

بنا بر دو تعریف فوق از اعتماد به نفس می توان نتیجه گرفت که:

داشتن اعتماد به نفس و خودباوری به این معناست که می توان ترس های خود را کنار گذاشت و تسلیم نشد.
هر چه فرد به خواست و اراده ی خود اعتماد بیشتری داشته باشد اعتماد به نفس بالاتری احساس خواهد کرد در نتیجه قبل از آن که در کاری موفق شود نوعی اعتماد به توانایی انجام آن خواهد داشت. اعتماد به نفس زاییده ی تعهد فرد نسبت به خودش است. این تعهد که هرآن چه لازم باشد را انجام خواهد داد تا به خواسته اش برسد بنابراین بالا بودن میزان عزت نفس، رضایت بالا نسبت به زندگی را نتیجه می دهد.

  هنگامی که ذهنمان به ما می گوید نمی توانم در واقع  داریم به خودمان می گوییم که  به خودم اعتماد کافی برای انجام آن کار را ندارم

در کنار احساس توانایی، احساس دوست داشته شدن نیز در ایجاد اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. فردی که از موفقیت خود شاد می ‌شود ولی احساس دوست داشته شدن نمی ‌کند در نهایت ممکن است احساس اعتماد به نفس کمتری را تجربه کند. به همین ترتیب فردی که احساس می ‌کند دوست داشته می ‌شود، اما در مورد توانایی‌های خود تردید دارد، باز هم با مساله ی اعتماد به نفس ضعیف روبه ‌روست. اعتماد به نفس واقعی در صورتی به وجود می ‌آید که میان این دو حالت توازن ایجاد شود.

 ریشه ی اعتماد به نفس

احساسات و ویژگی های فرد از طریق وراثت و اکتساب شکل می گیرند. کودک در بدو تولد دارای خصوصیاتی است که از والدین به ارث گرفته است. در سال های اول زندگی او تحت تاثیر برداشت دیگران از خود قرار می گیرد و رفتارش نسبت به خود، حاصل نسخه برداری  از رفتار دیگران با خود است. بنابراین پی ریزی اعتماد به نفس از خانواده آغاز می شود و نحوه ارتباط و تعامل موجود بین اعضای خانواده و حمایت والدین از فرزندانشان مهم ترین نقش در ایجاد اعتماد به نفس قدرتمند را دارد. و به مرور به یک عادت مبدل می شود. از این روست که برخی ها عادت به شاد بودن دارند و برخی هم عادت به ناراحتی.

تکنیک های افزایش اعتماد به نفس

۱- اولین قدم در تقویت اعتماد به نفس این است که خودتان معتقد باشید که اعتماد به نفس بالایی دارید. به این تکنیک اصطلاحا« تغییر دیدگاه» می گویند و در  توضیح این تکنیک بگویم  که اگر دیدگاهتان را نسبت به مساله ای تغییر دهید حتما آن مساله را با موفقیت حل خواهید کرد. در ارتباط با مساله ی اعتماد به نفس تصمیم بگیرید که معتقد باشید شما اعتماد به نفس بالایی دارید. روزانه در زمان های منظم مثلا سه بار در روز و هر بار پنجاه مرتبه این جمله را تکرار کنید: من اعتماد به نفس بالایی دارم. بعد از حدودا سی روز شاهد رخ دادن معجزه باشید. بهترین راه تاثیر بر ضمیر ناخودآگاه تکرار جمله است با صدایی رسا. با تکرار این جمله به خصوص در دو زمان طلایی یعنی صبح هنگام بیدار شدن از خواب و شب قبل از به خواب رفتن یک ویژگی مثبت به ویژگی های خود اضافه می نمایید.

۲- اعتماد به نفس به معنی موفقیت همیشگی نیست .خودتان را دوست بدارید فارغ از موفقیت ها و شکست ها. فکر نکنید که تمام احساسات منفی ای که دارید ناشی از ناتوانی خودتان است. بدانید که انسان هایی موفق هستند که پس از بارها تلاش ناموفق باز هم تلاش می کنند، اگر شکست می‌خورید، باید دوباره تلاش کنید و اگر باز هم شکست خوردید بدانید و معتقد باشید که در نهایت موفق می ‌شوید. این سیر باعث می شود که شما در مورد توانایی‌های خود تصور مثبتی پیدا ‌کنید.

برایان تریسی می گوید: تاریخ بشر حکایت انسان های معمولی است که بر ترس خود چیره شده و کارهای فوق العاده ای انجام داده اند.

۳- مسئولیت کامل اعمالتان را برعهده بگیرید و از اینکه دیگران را مقصر بدانید و بهانه تراشی کنید بپرهیزید چون به این ترتیب از اعتماد به خود کم کرده اید. برای جلوگیری از شکست از خودتان این دو سئوال رابپرسید: چه کاری را درست انجام دادم و چه کاری را باید طور دیگر انجام می دادم؟

۴-در موقعیت هایی که احساس ضعف می کنید کاری را انجام دهید که از آن می ترسید. دوستتان از شما پول قرض می خواهد. شما دلتان نمی خواهد به او پول قرض بدهید اما توی رودربایستی قرار می گیرید و ناچار پول به او قرض می دهید. اگر در موقعیت مشابهی قرار گرفتید لطفا کاری که از آن می ترسید را انجام دهید. می ترسید بگویید: نه نمی توانم پول قرض بدهم. پس انجامش بدهید؛ به استقبال ترستان بروید و از آن گریزان نباشید. آن را انجام دهید تا از دستش خلاص شوید.

۵- آیا تا به حال به صدای درونی خود گوش کرده اید؟ چه حرف‌هایی به خودتان می‌زنید؟ آیا کلمات شما مثبت و پر از تشویق هستند یا خشن و پر از انتقاد؟ وقت بگذارید و به حرف‌هایی که به خودتان می‌زنید گوش بدهید. تقریباً تمام افرادی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند در صورت شکست در مقابل چالش‌های زندگی غالباً خودشان را سرزنش می کنند و یا به محض رو به رو شدن با یک چالش جدید بدون دلیل قابل قبولی فکر می‌کنند که این چالش تبدیل به یک فاجعه ی بزرگی خواهد شد. به خودتان لطفی کنید و بدترین دشمن خودتان نباشید! صحبت‌های منفی و بیهوده ای که با خودتان می کنید مقابله کنید و روش تأیید و تصدیق مثبت را تمرین کنید. شاید در ابتدا پیروی از این روش کمی ناراحت کننده باشد اما باید بدانید که ستایش خود و تأیید توانایی‌ها و استعدادهایتان یکی از قدم‌های ضروری در راه رسیدن به موفقیت و خواسته است. در مقابل آینه صاف بایستید و جملات مثبت زیر را به خود بگویید :

من انسان قدرتمندی هستم

من میتوانم بر این چالش غلبه کنم

من سرشار از آرامش و اطمینان هستم

و جملات مثبت دیگری که برحسب موقعیت خودتان ممکن است انتخاب کنید و هر روز جلوی آینه با خود تکرار کنید. با پیروی از این روش و با گذشت مدت زمان کوتاهی کم کم بخش مخرب صدای درونی‌تان را ضعیف خواهید کرد و تاییدات مثبتی که هر روز به خود می گویید و آن‌ها را می ‌شنوید تبدیل به بخشی از ضمیر ناخودآگاهتان خواهد شد و شما را در مسیر رسیدن به اهدافتان یاری خواهند کرد.

۶- هر شب قبل از خواب تمام اتفاقات خوب آن روز تان را یادداشت کنید. این اتفاقات خوب می تواند احساس شادی و انرژی در موقع بیدارشدن از خواب یا آب دادن به گل های باغچه ی خانه یا دیدن لبخند دخترکی در پارک یا هر اتفاقی که برای شما احساس شادی آورده است، باشد.

 به موفقیت‌های کوچک و بزرگتان فکر کنید. فکر کنید که اخیراً چه دست آوردی داشته ‌اید؟ چه چیزهایی باعث می شود در مورد خودتان احساس خوبی داشته باشید؟

تمرکزتان را به سمت ویژگی های مثبت خود معطوف کنید و با تکیه بر این ویژگی ها با سرعت بیشتری سمت جلو حرکت کنید.

۷- هر کسی در انجام کار به خصوصی از دیگران مهارت بیشتری دارد و حداقل در یک زمینه استعداد و توانایی ذاتی دارد. استعداد های خود را به یاد آورید و مدام مرورشان کنید. تعیین کنید که در چه زمینه ای میتوانید از دیگران برتر باشید و بهترین راه رسیدن به آن چیست؟ سعی کنید با کشف استعدادها و تأیید آن‌ها مسیر شخصی خود را در زندگی پیدا کنید.

۸- سر و سینه ی خود را بالا نگه دارید و سر بالا راه بروید .سر به زیری زیاد از نباشید. این کار باعث می‌شود جریان خون از قلب به مغز و از مغز به قلب به آسانی انجام پذیرد. حجم ریه ها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود. تنفس راحت‌تر شود، میزان دید بیشتر شود، به برازندگی ظاهری شخص کمک کند و از همه مهم‌تر، اعتماد به نفس شخص را زیاد می‌کند.

۹- در جلسات یا در کلاس درس در ردیف جلو بنشینید. در ردیف‌های جلو نشستن، اعتماد به نفس ایجاد می‌کند. آن را تمرین کنید. از حالا به بعد سعی کنید که هر چه می‌توانید جلوتر بنشینید. در ردیف‌های جلو امکان آنکه در معرض دید باشید، بیشتر است.

۱۰- چشمانتان را به خدمت خود درآورید. در هنگام صحبت کردن آن‌ها را به چشمان دیگران بدوزید. این کار نه تنها به شما اعتماد به نفس می‌دهد، بلکه آن را کاملاً در اختیارتان می‌گذارد.

وقتی از نگاه کردن به چشم دیگران فرار می‌کنید، تأثیر خوبی از خود به جا نمی گذارید و احتمالا این نشانه ی ترس یا عدم اعتماد به نفس شما باشد. با مجبور کردن خود به نگاه در چشمان شخص مقابل بر این ترس غلبه کنید.شما با نگاه کردن به چشمان افراد به آن‌ها می‌گویید: «انسان صدیق و درستی هستم. به آنچه به شما می‌گویم ایمان دارم. نمی‌ترسم و اعتماد به نفس دارم».

۱۱- بلند و جدی حرف زدن را تمرین کنید. هر دفعه که شخص کمرو فرصتی را برای حرف زدن از دست بدهد، از احساس اطمینان و اعتمادش به خود کاسته است و حس ناتوانی را در خود افزایش داده. این فرد همواره با خود قرار می گذارد که «دفعه ‌ی بعد» حتماً حرف بزند؛ قرارهایی که واقعاً نیت اجرایش را ندارد. اما اگر بلندتر صحبت کردن را تمرین کند، کم کم این کار برایش آسان و آسان‌تر می ‌شود و بر اطمینانش ‌افزوده می شود.

تصمیم بگیرید که در تمام جلسات، نشست‌های اداری و مانند آن داوطلبانه چیزی بگویید. نظر بدهید، پیشنهادی عنوان کنید، سؤالی مطرح کنید و در هر حال، آخرین نفری نباشید که سخن می‌گوید. سعی کنید مهر سکوت را بشکنید و در رابطه با هر مسئله ای که طرح می ‌شود اولین سخنران باشید .هرگز از اینکه فرد بی ‌اطلاعی به نظر برسید نگران نباشید؛ زیرا این‌طور به نظر نخواهید رسید. به ازای هر فردی که موافق شما نیست، افرادی هم وجود دارند که موافق شما هستند. این قدر از خود نپرسید : «حرف بزنم یا نه؟«

۱۲- تمرین کنید که خندان باشید. همین حالا چشمانتان را ببندید و لبخند بزنید. چه احساسی به شما دست می دهد؟

آیا در موقع ترس، خندیدن را امتحان کرده اید؟ ولی وقتی از چیزی می‌ترسیم یا وقتی عصبانی هستیم، دیگر حال خندیدن نداریم! نباید هم داشته باشیم، هیچ کس در چنین موقعیتی حال خندیدن ندارد. هنر اینجاست که به خودتان امر کنید «باید بخندم» و بخندید.

 این روش را امتحان کنید. ابتدا احساس شکست خوردگی کنید، آنگاه خنده ‌ی بلندی سر دهید. خنده ‌ی جانانه به شما اعتماد به نفس می ‌دهد. خنده ‌ی از ته دل، ترس را می کشد، نگرانی را نابود می‌کند و نومیدی را از بین می ‌برد. اگر با یک لبخند گرم و صمیمی با اشخاص رو به رو شوید، دیگر نمی ‌توانند از دستتان عصبانی باشند.

بلند بخندید تا احساس کنید زندگی دوباره قشنگ می‌شود.

۱۳- با یک فرد کارآزموده مشورت کنید. ببینید آیا آنچه در ذهن شما می گذرد واقعا حقیقت دارد یا تفسیر ذهن شماست؟ یک مربی توسعه ی فردی (coach) می تواند کمک بسیار زیادی برای تحول شخصیتی شما باشد.

 

 

منابع:

مریم سجاد پور، روش های افزایش اعتماد به نفس

وبسایت www.4farda.com

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *