قالب وردپرس

از حال بد به حال خوب

Good-and-Bad-split

(از حال بد به حال خوب.دیوید برنز.مهدی قراچه داغی)

بسیاری معتقدند که روحیه ی بد اونها ناشی از عوامل خارج از کنترل اونهاست. اونها نمی دونند چگونه احساس خوشبختی کنند. نمی دونند چگونه نسبت به خودشون احساس خوبی داشته باشند.

بعضی ها روحیه ی بد خودشون رو به  مسائل ژنتیکی نسبت می دند و بعضی های دیگه نحوه ی تربیت و تاثیر رفتار اطرافیان به خصوص پدر و مادر رو در بروز این مساله مهم می دونند.

پاره ای دیگه هم بروز روحیه بد خودشون رو به وضع بد جهان، اوضاع بد مالی و اقتصادی، آب و هوای بد، شلوغی و ترافیک و … نسبت می دند.به اعتقاد این دسته آدم ها فلاکت و بد بختی چیزی نیست که بتوان از آن گریخت.

بدون شک حوادث محیطی و تضاد ها و اختلافات روی ما تاثیر میگذارند اما واقعیت اینه که احساسات ما تحت کنترل خود ما هستند؛ و اگر بگوییم نمی توانم احساسم را تغییر دهم در واقع مغلوب ناراحتی های خودمون شدیم و با بیان این جمله خود را فریب داده ایم.

واقعیت اینه که همه ما میتونیم احساسات خودمون رو تغییر بدیم. احساسات ما کاملا تحت کنترل ما هستند. این افکار وطرز تلقی های خود ما هستند که احساسات ما رو به وجود می آورند.

به عنوان مثال انسان های مختلف در برابر ابراز علاقه، واکنش های متفاوتی را از خودشون نشان می دهند. مثلا اگر من به شما بگم: « من شما رو دوست دارم، به نظرم شما آدم خیلی خوبی هستید»، چه احساسی پیدا می کنید؟

بعضی ها با شنیدن این جمله خوشحال می شند. اما بعضی ها هم ممکنه ناراحت بشند و احساس گناه بکنند.خیلی ها از خجالت سرخ می شند و عده ی دیگه ای با عصبانیت واکنش نشان می دهند.دلیل این واکنش های متفاوت اینه که هر کسی از تعریف و تمجید کردن تلقی خاص و برداشت خاصی داره و احساس هر کس منحصرا ناشی از طرز فکر اون شخصه. در برخورد یا حوادث ناگوار هم همین مطلب صدق می کنه.

هر احساس منفی ناشی از اندیشه ای منفی است. اندوه و افسردگی ناشی از تفکر از دست دادن و باختن است. ناامیدی ناشی از انتظارات برآورده نشده است. هراس و نگرانی ناشی از فکر خطر کردن است. احساس حقارت ناشی از این است که در مقایسه با دیگران خود را شایسته نمی دانید.خشم ناشی از احساس بی عدالتی است. امامشکل اینجاست که گمان و احساس خود را عین واقعیت می دانید.اما واقعیت این است که اغلب افکار و احساسات منفی غیر واقع بینانه و ناشی از خطاهای شناختی هستند.

این یکی از خصوصیات مربوط به حال بد است. اغلب اوقات خود را فریب می دهیم و با به خود بستن چیزهایی که اصولا وجود خارجی ندارند ناراحت می شویم و هرگز گمان نمی کنیم که واقعا درمانده و بیچاره نیستیم.

اما چگونه تشخیص دهیم که احساسات ما اشتباه می کنند؟ به عبارت دیگر اشتباهات احساسی ما از چه طریقی رخ می دهد؟

برای پاسخ نیازمند آگاهی از  خطاهای شناختی هستیم. “دکتر دیوید برنز ” این اشتباهات احساسی را “خطاهای شناختی” می نامد.

خطاهای شناختی، خطاهای احساسی هستند که منجر به اشتباهات احساسی در درون افکار ما می شوند. این خطاهای شناختی عبارتند از:

  1. تفکر هیچ یا همه چیز: همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می بینید. هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چرا ست.

  1. تعمیم مبالغه آمیز: هر حادثه ی منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آن را با کلماتی چون ” هرگز ” و ” همیشه ” توصیف می کنید.

  1. فیلتر ذهنی: تحت تاثیر یک حادثه ی منفی همه ی واقعیت ها را تار می بینید. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنید و بقیه را فراموش می کنید. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه ی آبی را کدر می کند.

مثلا «به خاطر طرز برخورد خود با همکاران اداره تشویق می شویدِ، اما در این میان کسی در جمع همکاران یک انتقاد شوخی از شما می کند. روزهای مدیدی در حالی که همه ی گفته های مثبت را فراموش می کنید، تحت تاثیر این تک انتقاد رنج می برید».

  1. بی توجهی به امر مثبت: با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارید و کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانید. می گویید که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت، شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس نا شایسته بودن سوق می دهد.

  1. نتیجه گیری شتاب زده: بی آنکه زمینه ی محکمی وجود داشته باشد، نتیجه گیری شتاب زده می کنید:

آ) ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که فرد روبروی شما، نسبت به شما واکنش منفی نشان می دهد.

ب) پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هرگونه بررسی میگویید که « آبرویم خواهد رفت؛ از عهده ی انجام این کار بر نخواهم آمد» و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید «هرگز بهبود نخواهم یافت».

  1. درشت نمایی: از یک سو درباره ی اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کنید.

  1. استدلال احساسی: فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده ی واقعیت ها هستند: « از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم؛ حتما پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است» یا «خشمگین هستم، معلوم می شود با من منصفانه رفتار نشده است» یا «احساس ناامیدی می کنم، حتما باید نا امید باشم».

  1. باید ها: انتظار دارید اوضاع آن طور که می خواهید باشد. «نباید این همه اشتباه می کردم» شما تحت تاثیر این عبارت قرار می گیرید و چند روز متوالی حال و روز بدی خواهید داشت. آن دسته از عبارات باید دار که بر ضد شما به کار برده می شوند، به احساس نومیدی منجر می شوند. اما اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود، منجر به خشم و دلسردی می گردد « نباید این قدر سمج باشد». خیلی ها می خواهند با باید ها و نباید ها به خود انگیزه بدهند، « نباید آن شیرینی را بخورم» که اغلب بی تاثیر است زیرا باید ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند درست عکس آن را انجام دهند.

۹.برچسب زدن: به جای اینکه بگویید ” اشتباه کردم” به خود برچسب منفی می زنید و می گویید: “من بازنده هستم”. گاهی هم افراد به خود برچسب “احمق ” یا “شکست خورده” می دهند. برچسب زدن، غیر منطقی است؛ زیرا شما با کاری که می کنید، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما بازنده و احمق به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها منجر به خشم، اضطراب، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاهی اما برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظر شما حرفی می زند ممکن است او را یک متکبر بنامید.

۱۰. شخصی سازی و سرزنش: خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید. مثلا: “وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند، باخود گفت: این نشان می دهد که من مادر بدی هستم”. شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می شود. بعضی ها اما عکس این کار را انجام می دهند و سایرین یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند. مثلا ” علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نسیت”.

خطاهای شناختی ده گانه را بشناسید و در مورد خود فکر کنید که کدام یک در مورد شما صادق است. با مرور مکرر، کم کم این توانایی را به دست خواهید آورد که بر احساسات اشتباه خود غلبه کنید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *